
«با انبوهی از قول و وعده های کپک زده مسئولین به فعالیت ادامه می دهیم»
گفتگو از کاظم صفاری

اشاره! گاهی نمی دانم برای نوشتن از هنر نهفته در انگشتان یک هنرمند باید کدام واژه ها را کنار هم رج بزنیم تا بطن حقیقت را به روزنه احساس بکشیم اما ساده می نویسم… مهدی جلالی دوستی صمیمی هنرمندی مهربان و آشنا با محبت است که می شود صداقت و پاکی را در بند بند وجودش احساس کنی. آنچه در ادامه می خوانید بخشی از گفتگوی ما با این عزیز ارزشمند است.

* مهدی جلالی این روزها مشغول به چه فعالیتی می باشد؟
رسیده مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
بیشتر از قبل فعالیت می کنیم. هفته پیش، دومین قسمت از فیلم مستند «نشاء» که از سال 86 آغاز شده بود، تصویربرداری شد و آخرین پارت فیلم را به امید خدا شهریور و مهرماه سال جاری تصویربرداری می کنیم. فعالیت دیگر ما در بخش هنری، تمرین نمایشی به نام «زنی در حلبچه می رقصد». در بخش فرهنگی نیز، کتاب دائره المعارف اهالی فرهنگ و هنر استان بوشهر
* از دایره المعارف هنرمندان چه خبر؟
علیرغم خواسته خودم، کند پیش می رویم. هنوز پیگیری و جمع آوری اطلاعات هنرمندان و رایزنی ها هم ادامه دارد. اما اینطور احساس می شود که هنرمندان و اهالی فرهنگ سهم بسیاری در اینکه به آنان بی توجهی شود دارند. اطلاعات عده ای از آنان جمع آوری و الباقی به خاطر نبود دسترسی تا امروز و یا عدم همکاری مانده است.
* در این کتاب چه چیزهایی را به چاپ خواهید رسانید؟
با توجه به ناشناخته بودن و دفن آثار فرهنگی هنری، تصمیم بر این است که ان شاءا… بیوگرافی، عکس و اطلاعاتی از آثارشان را به صورت سررسید و روزشمار به چاپ برسانیم. البته این شامل اهالی هنر و فرهنگی می شود که با توجه به تعریف موجود در اساسنامه کتاب، سابقه چندین ساله ای داشته و…
این مجموعه کلیه هنرمندان و فرهنگیانی را که از ابتدا تا به امروز فعالیت داشته اند را در برمی گیرد.
* آیا فردی، شخصی یا ارگانی شما را در زمینه چاپ این کتاب به عنوان حامی حمایت
می کنند؟
تا به امروز حمایت مستقیمی از طرف ارگانهای دولتی و متولیان فرهنگی هنری استان نداشته ایم. اما باید ذکر کرد، در جلسه ای که با شهردار محترم و ریاست حوزه هنری داشتیم اعلام حمایت شد. حالا باید به دست مرور زمان سپرد تا دید که چقدر…
اما شخص بله. فرید میرشکار دوست عزیزی که بدون چشم داشت، حامی فکری و عملی بسیاری از هنرمندان استان است، با رایزنی های دوستانه خود توانسته است، دِین سنگینی را بر این کتاب به جای بگذارد. علی ایزدجو نیز یار همیشه همراه که در این پروژه با پیگیری و تشویق هنرمندان در کنارمان بود. دوستان دیگری همچون مهدی انصاری و اعضای گروه که به خاطر تعداد آنان، نامشان را نمی برم و همچنان برایشان دعای خیر دارم.
* یک سؤال تکراری از مسئولین واقعاً چه انتظاری دارید؟
جواب ما هم تکراری است و به گوش کسی نمی رسد. به شما اطمینان می دهم که حتی در مصاحبه های قبلی کسی از مسئولین و متولیان به سراغمان نیامد و دست دوستی و همکاری به طرف ما دراز نکرد. با انبوهی از قول و وعده های کپک زده مسئولین به فعالیتمان ادامه می دهیم.
* شرایط عضویت هنرمندان برای چاپ کتاب چگونه می باشد؟
شرایط خاص که نه، اما تعاریف خاصی دارد. در همه زمینه های فرهنگی و هنری تعاریف هر کدام مشخص شده است. تکمیل فرم کتاب- فتوکپی شناسنامه و مدارک- عکس و… و نمونه ای از آثارشان کفایت می کند. در نهایت با تأیید انجمن های مربوطه مبنی بر فعالیت و آثارشان، جهت پیوستن و ثبت در کتاب اهالی فرهنگ و هنر استان اقدام لازم صورت می گیرد.
* حالا چرا مهدی خان این تصمیم را گرفته که کتاب چاپ کند؟
می خواهم همگی پیشینۀ فرهنگی و هنری خود را بهتر بشناسیم. کسانی که جریان ساز بودند و امروز در میان ما نیستند. یا هستند و… در نهایت بانک اطلاعات و کارنامۀ فرهنگی هنری جامعی را بوجود بیاوریم.
* کمی از بحث کتاب خارج می شویم جلالی در حال حاضر چه کار نمایشی انجام می دهد؟
نمایش «زنی در حلبچه می رقصد» به نویسندگی رضا امیری
* چه معیاری برای انتخاب نمایش خود داشتید؟
با پیشنهاد امیری شروع شد. طرح نمایش را گفت و از گروه برای تمرین آن دعوت نمود. پس از پیگیری های مجددی که با گروه انجام داد، تصمیم به اجرای آن گرفتیم.

* و حالا تئاتر از نگاه احساس مهدی جلالی سروستانی چه تعریفی دارد؟
فرصتی دوباره برای تولدی دیگر بر روی صحنه. زندگی ای هر چند کوتاه اما موهبتی که خدا می بخشد تا عمیق تر و زیباتر اندیشه کنی و باورهایت را به دیگران نیز ببخشی.
* از تئاتر بوشهر بگوئید؟
دوباره تب جشنواره به جان گروه ها افتاده است و این انگیزه ای برای فعالیت های بدون حمایت شان است. در این میان، جای پیشکسوتان و هنرمندان قدیمی تر خالی حس می شود. شاید رنسانس دیگری در پیش است. شکل مفهومی و اجرایی کارها، جور دیگری است.
* ایده آل کارهای هنریتان را در کجا جستجو می کنید؟
خدا و عشق- زندگی و اجتماع. نمی دانم سؤال سختی نیست. اما جواب مشکلی دارد.
* دوست داری چه سؤالی از شما پرسیده شود؟
کاظم صفاری را چقدر دوست داری؟!… (با خنده) شوخی می کنم. سؤالی رو که خودت جوابش رو ندونی.
* در پیچ و خم دنیای هنر به دنبال چه می گردی؟
به دنبال دلم می گردم. می خوام بشناسمش. نه تنها در دنیای هنر، بلکه همه جا.
* فکر می کنیدتنها یک علاقه کاملاً شخصی می تواند دلیل محکمی برای پا نهادن به عرصه تازه از هنر باشد؟
علاقه و احساس زودگذر و مقطعی هست. هر لحظه به یک چیز میل دارد. اما بی تأثیر نیست. به شرطی که استعداد و عشق و اعتقاد به همراه داشته باشد. همه چیز در دنیا راز و تفکری را با خود به همراه دارد و هنر از این همه چیز مستثنی نیست. در ابتدا علاقه راه گشا است. اما به مرور زمان و با توجه به بی مهری هایی که در آن وادی وجود دارد، فقط ایمان و باور به کمکمان می آید و بیدار کردن آن نیاز به تلاش دارد.
* با سپاس از اینکه با ما همراه بودید لطفاً به عنوان حرف آخر اگر مطلبی مانده بفرمائید؟
حرف آخر… تشکر فراوان از خودت. چون هنرمندی هستی که صادقانه به جز وادی نمایش، تلاش فراوانی جهت اشاعه و ترویج هنر در مطبوعات داری و نشریۀ های وزین استان بوشهر که همواره یار ما بوده و هستند .
ویادی از شاعر بزرگ ایران زمین «شاملو» :
گرفتم که فریاد برداشتم
یکی تیغ در جان شب کاشتم
مرا تیغ فریاد برنده نیست
در آن مرده آباد که شب زنده نیست.
